شکی نریز پشت سرم
من عاقبت مسا فرم
دلت به من خوش نباشه
تو قصه فصل آخرم
دونه دونه اشک چشمام
باشه پیشت یادگاری
اگه من رفتم از اینجا
این بمونه روزگاری
به خدا تقصیر من نیست
رفتنم دست خودم نیست
مجبورم که جداشم
جز تو هیچکی تو دلم نیست
یه وقتی نشی گرفتار
نیای دل بهم ببندی
یه وقتی نخوای یه جوری
واسه شادییم بخندی
اونوقت تو با رفتن من
آرزوهات میره بر باد
مشینه غم تو وجودت
میگی تنها شدم ای هاد
واسه اینه که نمی خوام
تو چشات اشک و ببینم
کاش میشد بجای اشکات
من رو گونه هات بمیرم
کاش می شد شعر و ترانم
حک می شد رو آسمونا
کسی چشم براه نمی موند

عاشقی سخته به خدا غصه نخور تا وقتی که خدا رو داری اون بالا زخم زبون و تعنه ها بازیه روزگار ماست کنایه های پشت هم همش از رو حسادتاست از رو لب بسته خود قفل سکوت و وا بکن هم نفس ثانیه ها اسمشو هی صدا بکن عاشقی یعنی دلهره هزار و صدتا خاطره از همه بازی های عشق از شادی هایی که داره نشین یه گوشه تنهایی گریه نکن به هر دلیل اون که گرفت،خندهاتو زودی میشه خارو زلیل
وقتی دیدم تو چشمات یه دنیا غم نشسته
بغض سیاه حسرت راه گلوتوبسته..برای اخرین بار دست من و گرفتی
...وقتی هنوز نرفته بهونه میگرفتی...وقتی که گفتی نرووو گریه امونم نداد
...وقتی میخواستم بگم میخوام بمونم باهات به جاده دل سبردم غما رو بی تو بردم........منو نبر زیادت............ منی که بی تو مردم 
نوشته شده