گوش به حرفم ندادی؛دست به قلم بردم و خواستم بنویسم که از تو متنفرم امّا ؛
وقتی دست از قلم برداشتم دیدم که نوشتم .. . دوستت دارمعزیزم
از خود مران که قسم می خورم هنوز جز با دوچشم مست تو عهدی نبسته ام![]()
به عوض
ی
ادم کن .. به عوض سیل اشکی که فردا بر مزارم خواهی ریخت امروز با تبسّمی شادمانم کن . زشت و زیبایی من از قلم صنع خداست گرچه زشتمتو
به زیبایی خود شادمانم کن ..............اگر
عاشق شدن بر من گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است
سخنت را لبریز از عشق کن تا رسم عشق شیشه ای ما بمونه واسه همیشه
بی تو اسیر قفسم![]()
به مستی چشات قسم![]()
می خوام نباشه نفسم![]()
من بازگشته ام
و آمده ام که مهربانيت را پاسخ گويم
و هيچ پاسخی نيافتم که در خورش باشد
پس فقط می گويم
من فراموش نمیکنم
مطمئن باش